فرهنگ لغت

اربقی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اربقی . [ اَ ب َ ] (ص نسبی ) نسبت است به اربق که قریه ای است از قرای رامهرمز و آن کوره ایست از کوره های اهواز و بلاد خوز. از آنجاست ابوطاهر علی بن احمدبن الفضل الرامهرمزی الاربقی . (انساب سمعانی ).

معنی اربقی | فرهنگ لغت