اربد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اربد. [ اَ ب َ ] (ع اِ) نام ماری است خبیث . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ شیر بیشه . (منتهی الارب ). اسد. (اقرب الموارد). ◄ (ص ) ظلیم أربد؛ شترمرغ خاکسترگون . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ سیاه با خالهای قرمز. (از اقرب الموارد). ◄ (اِخ ) از اعلام است . (از منتهی الارب ).
اربد. [ اَ ب َ ] (اِخ ) قریه ای است در اردن نزدیک طبریه در سمت راست راه مصر.در آنجاست قبر مادر موسی بن عمران، و چهار قبر دیگر که حدس میزنند از آن اولاد یعقوب باشد. (از مراصد).
اربد. [ اَ ب َ ] (اِخ ) ابن ربیعه . شاعری است از عرب .