ارباح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارباح . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ ربح . (دهار). سودها. ربحها. رجوع به ربح شود. ♦ ارباح مکاسب ؛ سودهای کسب .
ارباح . [ اِ ] (ع مص ) سود دادن بر متاع . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سودمند گردانیدن . (دهار). ◄ ذبح کردن شتربچه برای مهمان . (ازمنتهی الارب ). نحر کردن «رُبَح » برای مهمانان . (از اقرب الموارد). ◄ دوشیدن ماده شتر بامدادان و در نیم روز. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).