اراضه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اراضه . [ اِ ض َ ] (ع مص ) مرغزارناک شدن جائی . (منتهی الارب ). بامرغزار شدن زمین . (تاج المصادر بیهقی ). پربوستان شدن زمین . ◄ ریختن شیر را بر شیر. (منتهی الارب ). ◄ سیراب گردیدن . (منتهی الارب ). سیراب شدن . ◄ گرد آمدن آب، چنانکه در وادی . آب گرفته شدن بیابان . آب در وادی و حوض گرد آمدن و باستیذن ِ آن . (تاج المصادر بیهقی ). گرد آمدن آب از سیرابی جای . (منتهی الارب ). ◄ سیراب کردن قوم . ◄ دوباره آب خوردن . دوباره خوردن آب را. (منتهی الارب ). ◄ پوشیده شدن تک حوض به آب . ◄ آموختن شتر کره و اسب کره . فرهختن .