اذریانوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اذریانوس . [ اَ ] (اِخ ) (ایلیوس ). (تاریخ الحکمای قفطی ص ٩٦، ٢و ٩٧، ١٣ و ١٢٦، ٢١ و ١٢٧، ١٠ و عیون الانباء ج ١ ص ٨٤، ١٩). رجوع به آدرین و ادریانوس شود. ◄ سنین اذریانوس . از عبارت ذیل چنین برمیآید که سنین آذریانوس مبداء تاریخی بوده است مانند سنین بناء روم و سنین قونسولها و تاریخ مسیحی و هجری و غیره لیکن در جای دیگر یافته نشد: ان بطلمیوس ذکر فی کتاب المجسطی فی النوع الثامن من المقالة الثالثة منه الجامعة لجمیع حرکات الشمس و ارصادها و سائر احوالها انه رصد فی سنة تسععشرة من سنی أذریانوس فذکر انه تجمع من أوّل سنی بخت نصر الی وقت هذاالاعتدال الخریفی ثمانمائةسنة و تسع و سبعون سنة و ستة و ستّون یوماً و ست ّ ساعات ... (تاریخ الحکمای قفطی چ لیبسک صص ٩٥ - ٩٦). قال محمدبن اسحق الندیم فی کتابه بطلمیوس صاحب کتاب المجسطی فی ایام اذریانوس و انطونیوس الملکین المستولیین علی مملکة یونان فی زمانهما رصدالکواکب و لأحدهما عمل کتاب المجسطی و هو اول من عمل الأصطرلاب الکری ّو الاَّلات النجومیة و سَطَح الکرة والمقاییس و آلات الأرصاد. خوندمیر (در ج ١ حبیب السیر ص ٥٩) آرد: بطلمیوس حکیم ... در زمان دولت اذربانوس [ کذا ] رصد بست .