اذاعة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اذاعة. [ اِ ع َ ] (ع مص ) آشکار کردن . آشکارا کردن . (غیاث اللغات ). فاش کردن (چنانکه خبر را). پراکنده کردن (چنانکه خبری را). اظهار. اشاعه (خبر را). انتشار. ♦ اذاعه ٔ سرّ خود، یابسرّ خود ؛ فاش کردن راز خویش و آشکار و ظاهرکردن آن، یا ندا دردادن بدان در مردم . ◄ پراکنده نمودن . ◄ پراکنده شدن (چنانکه خبر). ◄ آشامیدن تمام آب حوض یا کوزه : اذاعه ٔ ابل ماء حوض را؛ آشامیدن تمام آن را و همچنین است : اذاع القوم (او الناس ُ) بما فی الحوض . ◄ بردن، چنانکه مال کسی را: اذاع بمتاعه ؛ برد آن را. ◄ پاشیدن بول . (آنندراج ). ◄ همه را فراگرفتن، چنانکه ریش و قرحه تن را.