ادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادن . [ اَ دَن ن ] (ع ص ) کوزپشت (مرد). مرد خمیده . (مؤید الفضلاء). مرد خمیده پشت . (آنندراج ). آنک پشت وی به دو درآمده بود. (تاج المصادر بیهقی ) (مهذب الاسماء). قوزپشت . سینه و پشت به اندرون رفته . ◄ پشت فرونشسته . ◄ آنکه گردنش بدوش فروشده باشد. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ کوتاه دستها (اسب ). اسبی کوتاه دست . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ بیت ادن ّ؛ خانه ٔ پست . مؤنث : دَنّاء.
ادن . [ اِ دِ ] (اِخ ) (ایتونای رومیان است ) شطی است در انگلستان که بخلیج سُلوَی و بحر ایرلند ریزد و از کارلیل تا مصب وی قابل کشتی رانی است . طول مسیر آن تقریباً ١٠٠ هزار گز است .