ادناف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادناف . [ اِ] (ع مص ) بیمار شدن به بیماری گران و سخت . بیمار گران شدن . ◄ بیمار کردن به بیماری گران . بیمار گران کردن . (منتهی الارب ). ◄ لاغر شدن .نزار شدن . (زوزنی ). ◄ لاغر کردن . نزار کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ ادناف شمس ؛ نزدیک بغروب شدن و زرد گشتن آفتاب . نزدیک بفرورفتن شدن آفتاب . نزدیک گشتن آفتاب بفروشدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ نزدیک شدن بمرگ از مفارقت محبوب . ◄ ادناف امر؛ نزدیک کردن کار.