ادقاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادقاق . [ اِ ] (ع مص ) باریک کردن . (تاج المصادر بیهقی ). باریک گردانیدن . (منتهی الارب ). ◄ چیز دقیق دادن . اندک دادن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ نرم کردن آرد. باریک کردن آرد. (آنندراج ). ◄ گوسفند بخشیدن به . ◄ یقال اتیته فماادقنی ولااجلنی ؛ ای مااعطانی دقیقاً و لاجلیلا. (منتهی الارب ). ◄ نیکو گفتن . ◄ نیکو گرفتن .