ادغال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادغال . [ اِ ] (ع مص ) در جای درخت ناک درآمدن و پنهان شدن در وی . ◄ تباهی آوردن در کاری . تباهی و فساد در کاری آوردن . (مؤید الفضلاء). داخل کردن در کار چیزی را که آنرا تباه کند. ◄ سخن چینی کردن . ◄ خیانت کردن نسبت بکسی . ◄ بناگاه کشتن کسی را.
ادغال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ دَغَل . فسادها. تباهیها. ◄ درختان انبوه درهم پیچیده و بسیاری گیاهها ودرهم آمیختگی آنها. ◄ جاهای خوف و هلاک .