ادراع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادراع . [ اِ ] (ع مص ) درآوردن و داخل کردن چیزیرا در چیزی . ◄ بی گیاه شدن حوالی آب کسی را. ◄ ادراع شهر؛تجاوز کردن نیمه ٔ ماه را. ◄ داخل کردن شراک نعل را بدست خود از جانب پاشنه . (منتهی الارب ).
ادراع . [ اِدْ دِ ] (ع مص ) چیزی درپوشیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ◄ پوشیدن زره آهن . زره آهنین پوشیدن : و چون آن شیر از ادّراع پوشش جنگ پلنگ رنگ شد و در ضرب پرده ٔ مخالف تیزآهنگ ... (جهانگشای جوینی ). ◄ دُرّاعه یا مدرعه پوشیدن . پوشیدن زن پیراهن را. پیراهن پوشیدن زن . ◄ ادراع در لیل ؛ داخل کردن در تاریکی شب . داخل شدن در تاریکی شب سیرکنان .
ادراع . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ دِرْع . پیراهنهای زنان . ◄ زره ها.