ادحی النعام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادحی النعام . [ اُ حی یُن ْ ن َ ] (اِخ )اکلیل جنوبی . افسر جنوبی . یکی از صور فلکی و گروهی او را ادحی النعام خوانند؛ ای جایگاه خایه نهادن اشترمرغ . (التفهیم بیرونی ص ١٠٦). و رجوع به اکلیل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادحی النعام . [ اُ حی یُن ْ ن َ ] (اِخ )اکلیل جنوبی . افسر جنوبی . یکی از صور فلکی و گروهی او را ادحی النعام خوانند؛ ای جایگاه خایه نهادن اشترمرغ . (التفهیم بیرونی ص ١٠٦). و رجوع به اکلیل شود.