ادبیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادبیر. [ اِ ] (از ع، اِمص، ص ) (بیاء مجهول و گاه برای رعایت قافیه بیای معروف نیز خوانند). (غیاث ). ممال ادبار، بمعنی منحوس، نحوست، بدبختی و غیره . رجوع به ادبار شود : در جهان چندانکه خواهی بیشمار نیستی و محنت و ادبیر هست . انوری . نی پدر از نصح کنعان سیر شد نی دمی در گوش آن ادبیر شد. مولوی . میخورد از غیب بر سر زخم او از شکست توبه آن ادبیرجو. مولوی . که منه این سر مر این سرزیر را هین مکن سجده مر این ادبیر را. مولوی .