اخیال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخیال . [ اَخ ْ ] (ع اِ) ج ِ خَیل . اسپان . سواران .
اخیال . [ اِخ ْ ] (ع مص ) اِخالة. سردروا نگریستن ابر را بارنده گمان برده . ◄ آماده ٔ باریدن شدن آسمان . ◄ نهادن خیال را برای بچه ٔ ناقه تا گرگ از آن بترسد. ◄ بازایستادن و بددل شدن از قوم . (منتهی الارب ).