اخیاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخیاف . [ اِخ ْ ] (ع مص ) اخافه . آمدن بخیف منی و فروکش شدن در آن . (منتهی الارب ).
اخیاف . [ اَخ ْ ] (ع ص، اِ) مختلفان : هم اخیاف ٌ. ♦ اخوه ٔ اخیاف ؛ برادران که مادر آنها یک باشد و پدر آنها مختلف . برادران مادری . ♦ اولاد اخیاف، بنواخیاف ؛ برادران که از یک مادر و از دو پدر باشند. ♦ قوم اخیاف ؛ مختلفین در اصل و متفقین در حال .