اخلاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخلاد. [ اِ ] (ع مص ) مقیم گردیدن در جائی . اقامت کردن بجائی . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ لازم گرفتن کسی را. ◄ میل کردن بسوی ... میل کردن به . چسبیدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ جاویدانه کردن . (تاج المصادر بیهقی ). جاودانه کردن . (زوزنی ): اخلده اﷲ؛ همیشه داراد او را خدای . ◄ دیر پیر شدن . (تاج المصادر بیهقی )(زوزنی ). ◄ فرونشاندن آتش . (آنندراج ).