اخفار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخفار. [ اِ ] (ع مص ) شکستن عهد و پیمان را. عهد شکستن : شمس المعالی جواب داد که در شریعت و دین حفاظ و فتوت نقض عهود و اخفارِ حق ِ وفود حرام است . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). عاقبت خذلان ِ کفران نعمت و اخفار ذمت درایشان رسید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ◄ غدر کردن با کس . ◄ با کسی بدرقه فرستادن .