اخش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخش . [ اَ ] (اِ) ارز. (اوبهی ). ارزش . (برهان ). ارج . بها. (برهان ). قیمت . (اوبهی ). نرخ . ثمن : خود نماید همیشه مهر فروغ خود فزاید همیشه گوهر اخش . عنصری (از صحاح اللغه ). و شمس فخری آخش بر وزن آتش بدین معنی آورده است (شعوری ) و غلط است .