اخشام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخشام . [ اِ ] (ع مص ) اخشام لحم ؛ بوی گرفتن گوشت .
اخشام . [ اَ ] (اِخ ) طائفه ای اند صحرانشین . ◄ (اِ) کنایت از حوائج دیگ است چنانچه زیره و فلفل و میخک و هرچه مانند این باشد. کذا فی العلمی . (مؤید الفضلاء).