فرهنگ لغت

اختیار دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اختیار دادن . [ اِ دَ ] (مص مرکب ) تخییر. مختار کردن . قدرت دادن کسی بر انجام کاری : کنون مر ترا دادم این اختیار ازین هر دوبگزین یکی را بکار. فردوسی . وقت ترحم است کنون ای نسیم صبح کان شوخ اختیار بدست نقاب داد. بیدل .

معنی اختیار دادن | فرهنگ لغت