اخترمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ تَ مِ یا مَ) [ تر - مغ. ] (اِ.) در میان ایلهای کرمانشاه «یخترمه» نیز گویند. اسب و سلاح و بار و بنة دشمن که پس از کشتن وی تصاحب کنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ تَ مِ یا مَ) [ تر - مغ. ] (اِ.) در میان ایلهای کرمانشاه «یخترمه» نیز گویند. اسب و سلاح و بار و بنه دشمن که پس از کشتن وی تصاحب کنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخترمه . [ اَ ت َ م َ / م ِ] (ترکی، اِ) اسب و سلاح و بار و بنه ٔ دشمن که بعد از هزیمت و کشته شدن از وی بدست می آید. اصلش از آختارماخ ترکی است یعنی جستجو کردن . (یادداشت لغت نامه ) : متهوران شجاعت پیشه تا چهار فرسخ تعاقب نموده سر و اخترمه بیشمار و کسیب بسیار از آن لشکر... گرفته . (مجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه ). شاه درّانی تا بیست فرسخ آنها را تعقیب نموده سر و اخترمه بیشماراز آنها گرفته . (مجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه ).