احواش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احواش . [ اِح ْ ] (ع مص )آهوگردانی . نخجیروالی . صید برانگیختن بر صیاد تا بگیرد. (تاج المصادر بیهقی ). گرداگرد صید برآمدن تا بدامگاه آید. اِحاشة. ◄ بسیار گرد آوردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احواش . [ اِح ْ ] (ع مص )آهوگردانی . نخجیروالی . صید برانگیختن بر صیاد تا بگیرد. (تاج المصادر بیهقی ). گرداگرد صید برآمدن تا بدامگاه آید. اِحاشة. ◄ بسیار گرد آوردن .