احواذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احواذ. [ اِح ْ ] (ع مص ) سخت راندن . (منتهی الارب ). نیک براندن . (تاج المصادر بیهقی ). نیک راندن . (زوزنی ). ◄ احواذ ثوب ؛ گرد آوردن جامه را. ◄ احواذ صانع قِدْح را؛ سبک ساختن تیرگر تیر را.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احواذ. [ اِح ْ ] (ع مص ) سخت راندن . (منتهی الارب ). نیک براندن . (تاج المصادر بیهقی ). نیک راندن . (زوزنی ). ◄ احواذ ثوب ؛ گرد آوردن جامه را. ◄ احواذ صانع قِدْح را؛ سبک ساختن تیرگر تیر را.