احمدپاشا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احمدپاشا. [ اَ م َ ] (اِخ ) (کوچک ...) از وزرای روزگار سلطان مرادخان رابع است . او پس از آنکه حکومت سیواس و شام و کوتاهیه داشت آنگاه که الیاس پاشا در اناطولی طغیان و عصیان کرد به تنکیل و تدمیر او مأمور شد و چون در این مأموریت توفیق یافت در عوض حکومت شام را دوباره به وی سپردند و در آنجا بسرکشی و طغیان پسر معن و دیگر سرکشان خِتام بخشید و آسایش و امنیت را اعاده داد و در جنگ با ایران از طرف سلطان به ایروان خوانده شد و سپس محافظت موصل بدو دادند و درآنجا بیمار شده و در جنگی که مابین دولت عثمانی و شاه عباس درگرفت کشته شد. رجوع به قاموس الاعلام شود.
احمدپاشا. [اَ م َ ] (اِخ ) (قوانوز...) یکی از وزرای دولت عثمانی . او در دوره ٔ سلطنت احمدخان ثالث سه ماه مقام صدارت عظمی داشت و اصل او از مردم روسیه است و آزاد کرده ٔ حسن پاشا سلحدار. در اوّل داخل سرای همایون شد و پس از طی ّ مناصب و مراتبی کدخدای خزینه گردید و بزمان سلطان مصطفی خان با رتبه ٔ وزارت والی صیدا شد و او داماد عمیجه زاده حسین پاشا بود و بعد از آن حکومت های موصل و دیاربکر و حانیه بدو مفوّض شد و در زمان صدارت الیاس محمد پاشا خانه نشین و در قاضی کوی اقامت گزید و آنگاه که بسال ١١٠٩ هَ . ق . پدر زن او بمقام صدارت ارتقاء یافت کرت دیگر حکومت حانیه بدو دادند و سال بعد بدیوان سلطان منصوب شد و باز در همان سنه معزول گردید و پس از ظهور وقعه ٔ ادرنه در ١١١٥ هَ . ق . ارباب شقاوت او را نیز بخود جلب کردند و با آنان دستیار گردید و در ابتدای جلوس سلطان احمد ثالث به اصرار بدو مسند صدارت دادند و سه ماه بعد معزول و به ساقز نفی شد و پس از آن محافظی اینه بختی بدو محول کردندو او هم بدانجا درگذشت . رجوع به قاموس الاعلام شود.
احمدپاشا. [ اَ م َ ] (اِخ ) (قیصریه لی ...) یکی از مشیران بحریه بود و از درجه ٔ نفری بدان رتبه رسید و در محاربه ٔ قرم (کریمه ) برای حسن خدمت هائی که از او بروز کرد بنوبت والی گری جزایر بحر ابیض و ازمیر و یانیه و بعضی ولایات دیگر بدو دادند و در آخر با لقب کاپیتن پاشا نظارت بحریه بدو سپردند و او در واقعه ٔ چرکس حسن مجروح شد و در جنگ با روسیه که در آن وقت سمت والیگری روسجق داشت کرت دیگر در اثنای محاربه مجروح شد یعنی بسال ١٢٩٤ هَ . ق . و بدر سعادت بازگشت و در آنجا درگذشت . او مردی غیور و کاری بود و بعضی اصلاحات و عمارات بدست او انجام یافت . رجوع به قاموس الاعلام شود.