احمام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احمام . [ اِ ] (ع مص )احمام ماء؛ گرم کردن آب . ◄ قضا و تقدیر کردن خدای تعالی چیزی را برای کسی . ◄ نزدیک شدن . ◄ حاضر آمدن . ◄ در اندوه انداختن . ◄ شستن خود را به آب گرم و به آب سرد. ◄ احمام ارض ؛ تب ناک گردیدن زمین . ◄ تب دادن . (منتهی الارب ). تب آوردن . (تاج المصادر). ◄ تب زده و بیمارغنج شدن . ◄ تقدیر شدن از سوی خدای تعالی . ◄ احمّه اﷲ؛ سیاه گردانید او را خدای . (منتهی الارب ).