احمال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احمال . [ اِ ] (ع مص ) یاری دادن کسی را به برداشتن . (منتهی الارب ). یاری دادن در بار برنهادن . (تاج المصادر). ◄ احمال مراءة یا ناقه ؛ فرود آمدن شیر زن یا شتر ماده بی حمل و بارداری و آبستنی .
احمال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ حَمل . بارهای شکم . بارهای درخت . ◄ ج ِ حِمل . بارهای سر وپشت : ثقل آن احمال و حمل آن اثقال از پشت بینداخت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). جمله بر پشت رحال و احمال نقل کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ◄ ج ِ حَمَل .برگان . برگان چندماهه و برگان به سال دوم درآمده .
احمال . [ اَ ] (اِخ ) بطنهاست از تمیم . (منتهی الارب ).