احمار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احمار. [ اِ ] (ع مص ) کودک سرخ زادن . ◄ احمارِ دابّه ؛ علف دادن دابه تا متغیر شود بوی دهن وی . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احمار. [ اِ ] (ع مص ) کودک سرخ زادن . ◄ احمارِ دابّه ؛ علف دادن دابه تا متغیر شود بوی دهن وی . (منتهی الارب ).