احلام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اَ ) [ ع. ]<BR>۱- (اِ.) شکیباییها، وقارها.<BR>۲- خِردها.<BR>۳- جِ حلم ؛ خوابها، خوابهای شیطانی.<BR>۴- (ص.) جِ حلیم ؛ بردباران.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اَ ) [ ع. ] ۱- (اِ.) شکیباییها، وقارها. ۲- خِردها. ۳- جِ حلم ؛ خوابها، خوابهای شیطانی. ۴- (ص.) جِ حلیم ؛ بردباران.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احلام .[ اِ ] (ع مص ) احلام مراءة؛ فرزندان حلیم زادن زن .
احلام . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ حِلْم . بردباریها. سکون ها. وقارها. عقلها. ◄ ج ِ حُلْم . خوابهای شیطانی . (ملخص اللغات حسن خطیب ). بنات اللیل . (المرصع). بنات الکری . (المرصع). خوابها. خواب های شوریده که آن را تعبیری نتوان کرد. (مؤیدالفضلاء). خوابهای پریشان . هر آنچه شخص خفته در خواب بیند. ◄ ج ِ حُلْم، بمعنی آرمیدن در خواب، و آن علامت بلوغ است . ◄ ج ِ حلیم . بردباران . ◄ اجسام . و واحد آن نیامده است . (منتهی الارب ).
مترادف و متضاد واژهدان
اوهام، خواب، رویا، شوریدهخوابها بردباران، شکیبایان، صابران، صابرین
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه