احصان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) استوار و محکم کردن.<BR>۲- (مص ل.) نگه داشتن نَفْس از انجام کار بد.<BR>۳- شوی کردن زن.<BR>۴- زن گرفتن مرد.<BR>۵- زن و مردی که به عقد دائم در آمده باشند که مرد «محصن» و به زن «محصنه» گویند.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) استوار و محکم کردن.<BR>۲- (مص ل.) نگه داشتن نَفْس از انجام کار بد.<BR>۳- شوی کردن زن.<BR>۴- زن گرفتن مرد.<BR>۵- زن و مردی که به عقد دائم در آمده باشند که مرد «محصن» و به زن «محصنه» گویند.<br>