احراف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احراف . [ اِ ] (ع مص ) خداوند مال افزوده و باصلاح آمده گردیدن . (منتهی الارب ). نیکومال شدن . افزایش کردن مال . ◄ احراف ناقه ؛ لاغر کردن . لاغر گردانیدن . (منتهی الارب ). اشتر نزار کردن . (تاج المصادر). ◄ ورزه کردن . کسب کردن . (منتهی الارب ). ورزیدن . ◄ پاداش نیکی یا بدی دادن . (منتهی الارب ).
احراف . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ حَرف . طرفها. جانبها. ◄ (ص، اِ) شتران ماده ٔ لاغر.