احتیال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احتیال . [ اِ ] (ع مص ) حیله ساختن . کار ساختن . (تاج المصادر). حیلت کردن . (مؤید الفضلاء). حیله انگیختن . (غیاث ). چاره گری . چاره . حیله . (منتهی الارب ) : گر بدیدی کارگاه لایزال دست و پایش خشک گشتی ز احتیال . مولوی . آن خیال او بود از احتیال موی ابروی ویست آن نی هلال . مولوی . ◄ حواله پذیرفتن . (زوزنی ). قبول حواله . برات ِ وام دادن . (منتهی الارب ) (مؤید الفضلاء). ◄ سال گشت شدن . (منتهی الارب ). ◄ بدام شکار کردن . (مؤید الفضلاء). ◄ در میان گرفتن کسی یا چیزی را.