احتراف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) پیشه ور شدن، پیشه گرفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) پیشه ور شدن، پیشه گرفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احتراف . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) صاحب پیشه شدن . (منتهی الارب ). پیشه ور شدن . (تاج المصادر). پیشه وری : ای بسا شوخان ز اندک احتراف زان شهان ناموخته جز گفت و لاف . مولوی . ◄ دانش . (غیاث از لطائف ).