احباط
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- باطل گردانیدن.<BR>۲- دوری کردن از کسی.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) ۱- باطل گردانیدن. ۲- دوری کردن از کسی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احباط. [ اِ ] (ع مص ) احباط ماء رکیة؛ رفتن آب چاه و بازنیامدن . (منتهی الارب ). ◄ احباط از فلان ؛ اعراض از او. (منتهی الارب ). ◄ باطل گردانیدن . باطل کردن عمل . (تاج المصادر). باطل کردن ثواب عمل : احبطه اﷲ؛ باطل گرداناد خدای او را.