احاره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احاره . [ اِ رَ ] (ع مص ) اِحارة. صاحب بچه گردیدن : احارت الناقة. (منتهی الارب ). ◄ جواب بازدادن . (زوزنی ): مااحار جواباً؛ جواب بازنداد. (منتهی الارب ). ◄ افزونی کردن آسیا. (تاج المصادر). ◄ طحنت فمااحارت شیئاً؛ بیرون نداد چیزی از آرد. (منتهی الارب ).