اجهاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجهاد. [ اِ ] (ع مص ) رنجانیدن .(زوزنی ). برنجانیدن . (تاج المصادر). ◄ بار کردن فوق طاقت : اجهد الدابة. ◄ آرزومند طعام شدن : اَجْهَدَ الطعام . اُجْهِدَ الطعام (مجهولاً)؛ ای اشتهی . ◄ شتاب کردن پیری و مانندآن : اجهد الشیب . ◄ بسیار گردیدن . ◄ آشکار و هویدا شدن : اجهد الحق . ◄ احتیاط کردن : اجهد فی الأمر. ◄ خلط و مشتبه شدن : اجهد الشی ٔ. ◄ نیست کردن . پراکنده ساختن : اجهد ماله . ◄ کوشش کردن . ◄ کوشش کردن در دشمنی : اجهد العدو. ◄ قریب آمدن و نمایان گردیدن : اجهد لی القوم . ◄ دست دادن کار: اجهد لک الأمر. (منتهی الارب ).