فرهنگ لغت

اجمود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اجمود. [ اَ ] (اِ) آجمود. اجموده . اجواین خراسانی . و در بعض کتب طبی بمعنی کرفس گرفته اند. (مؤید الفضلاء). کرفس را گویند. (برهان قاطع) (شعوری ). و در بعض کتب بمعنی کهورا آمده . اجمود ظاهراً هندی است .

معنی اجمود | فرهنگ لغت