اجر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اَ ) [ ع. ]<BR>۱- (اِ.) مزد، اجرت.<BR>۲- ثواب.<BR>۳- (مص م.) مزد دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اَ ) [ ع. ] ۱- (اِ.) مزد، اجرت. ۲- ثواب. ۳- (مص م.) مزد دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجر. [ اُ ج َ ] (ع اِ) ج ِ اُجرَت . (تاج العروس ).
اجر. [ اُ ج ُ ] (معرب، اِ) (معرب آگور) لغتی است در آجُر. خشت پخته . (منتهی الارب ). رجوع به آجر شود.
اجر. [ اَ ج ُ ] (معرب، اِ) (معرب آگور) لغتی است در آجر. خشت پخته . (منتهی الارب ). رجوع به آجر شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
مزد، پاداش