اجتناب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) احتراز، خودداری کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) احتراز، خودداری کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجتناب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) احتراز. پرهیز. پرهیز کردن . پرهیزیدن . دور شدن . (منتهی الارب ). دوری جستن . تجنب . تجانب . دوری . کناره کردن . گریختن از : مانا جناب بستی با منعمان دهر زین روی باشد از همگان اجتناب تو. مسعودسعد. حامد او تقوی و زهد در دنیا و پرستاری اولی القُربی و مادح وی اجتناب از هوی و عصیان . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ◄ با یک سوی شدن . (تاج المصادر). بیکسو شدن . (زوزنی ). پهلوشدن . گوشه گرفتن . (منتهی الارب ). ◄ جُنُب شدن . (تاج المصادر) (زوزنی ) (منتهی الارب ). ناپاک شدن از آرمش . ♦ اجتناب کردن ؛ پرهیز کردن . دوری کردن . ♦ اجتناب گرفتن ؛ اجتناب کردن : بادا جناب حضرت تو مرجع حیات بگرفته حادثه ز جناب تو اجتناب . انوری . ♦ اجتناب نمودن ؛ اجتناب کردن : همتش کز جیفه ٔ دنیا نماید اجتناب بشمرد لوح طلسم گنج از لوح مزار. محمدسعید اشرف .
فرهنگ طیفی واژهدان
احتراز، حذر، دوری، اعراض، انصراف، عدول، روگردانی، تخطی، عصیان، سرپیچی تبرا، تحاشی، کنارهگیری چشمپوشی، خودداری، پرهیز، امساک، قناعت، ریاضت، جلوگیری، اعتدال، پرهیزگاری، میانهروی، ملایمت فرار ازسربازی، پسنشینی، پسرفت فرار، دوری خجالت، عدم تمایل، اکراه جلوگیری، منع قایمموشک، قایمباشک، اختفا دبه خودسانسوری عدم استفاده خودداری ازحرف زدن، طفره، فروگذاری، تقیه، کتمان، غمض کلام، ملاحظه بهانه ایست، وقفه نکول، عدم پرداخت سرکوب امیال، فرونشانی مضایقه، دریغ، ابا، استنکاف، تحاشی، امتناع
واژگان فارسی سره واژهدان
پرهیزش دوری، پرهیز کردن٫پرهیز، گریز