اجتماع کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگردآمدنواژه قبلی: اجتماع (متضاد: تفرق، تفرقه)واژه بعدی: اجتماعات