اجباب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجباب . [ اِ ] (ع مص ) اجباب لبن ؛ کفک آوردن شیر.
اجباب . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ جُب ّ.
اجباب . [ اَ ] (اِخ ) گویند وادئی است و گویند آبهائی است در حمی ضرّیه و معروف است . و مهب ّ باد شمال است ... اصمعی گوید اجباب از میاه بنی ضبینة است . (معجم البلدان ).