فرهنگ لغت

اجازه دادن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

گذاشتن، رخصت دادن، اذن دادن، امتیاز دادن به‌کسی، جایز دانستن، موافقت کردن، تأیید کردن، قبول کردن، پسندیدن، اختیار دادن، اختیارات لازم را دادن، توان دادن، تصویب کردن، قانونی کردن

واژگان فارسی سره واژه‌دان

هشتن، گذاشتن، پروانه دادن، باردادن

معنی اجازه دادن | فرهنگ لغت