اثیرالدین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اثیرالدین . [ اَ رُدْ دی ] (اِخ ) ابوحیان محمدبن یوسف نحوی اندلسی . رجوع به ابوحیان اثیرالدین ... و رجوع به محمدبن یوسف ... و نامه ٔ دانشوران ج ١ ص ١٢٧ شود.
اثیرالدین . [ اَ رُدْ دی ] (اِخ ) اخسیکتی . رجوع به اثیر اخسیکتی شود.
اثیرالدین . [ اَ رُدْ دی ] (اِخ ) اندلسی . رجوع به ابوحیان اثیرالدین و رجوع به محمدبن یوسف ... شود.