فرهنگ لغت

اثعال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اثعال . [ اِ] (ع مص ) بسیار شدن : اَثْعَل َ الضیفان . ◄ عظیم شدن : اثعل َ الأجرُ. ◄ خلاف کردن : اثعل القوم علینا. ◄ سخت گردیدن کار که ندانند به چه روی برآید: اثعل الأمر. ◄ انبوه ناک گردیدن جای آب برداشتن : اثعل الوِرد. ◄ اثعلت ِ الارض ؛ روباه ناک شد زمین . (منتهی الارب ).

معنی اثعال | فرهنگ لغت