فرهنگ لغت

اثر

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

یادواره، یادمان، هنایش، نوشته، نوزند، نشانه، نشان داد، نشان، کارایی، رد، خدشه، آفرینه، آفریده، آسیب

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی اثر | فرهنگ لغت