اتعاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اتعاد. [ اِت ْ ت ِ ] (ع مص ) وعده پذیرفتن . وعده فاپذیرفتن . (زوزنی ). با کسی وعده کردن . با یکدیگر وعده نهادن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ با هم وعده ٔ بدی کردن . ایعاد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اتعاد. [ اِت ْ ت ِ ] (ع مص ) وعده پذیرفتن . وعده فاپذیرفتن . (زوزنی ). با کسی وعده کردن . با یکدیگر وعده نهادن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ با هم وعده ٔ بدی کردن . ایعاد.