اتراک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اتراک . [ اِت ْ ت ِ ] (ع مص ) گذاشتن . ترک کردن . بگذاشتن . ماندن . بماندن .
اتراک . [ اَ ] (ع ص، اِ) ج ِ تُرک . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). ج ِ ترکی . تُرک . ترکان : شیاطین اتراک از شیشه ٔ ضبط بیرون افتادند و اتراک را از تازیکان جدا کردند. (جهانگشای جوینی ). بأبی الذی لاتستطیع لعجبه ردّالسلام و ان شککت فعج به ظبی من الأتراک ما ترک الظئا الحاظه من سلوة لمحبه . حفید ابی بکربن زهر. و صاحب غیاث اللغات بنقل از صراح اتراک را مجازاً بمعنی سپاهیان و خودهای آهنی آورده است .