اتر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- جسمی سیال و رقیق که قسمت فوقانی کرة زمین را فراگرفته.<BR>۲- نمک فرار که از ترکیب یکی از اسیدهای معدنی یا آلی با الکل به دست میآید.<BR>۳- مادهای که از گرفتن یک مولکول آب از دو مولکول الکل حاصل شود و به عنوان داروی بیهوشی و حلال به کار رود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ فر. ] (اِ.) ۱- جسمی سیال و رقیق که قسمت فوقانی کره زمین را فراگرفته. ۲- نمک فرار که از ترکیب یکی از اسیدهای معدنی یا آلی با الکل به دست میآید. ۳- مادهای که از گرفتن یک مولکول آب از دو مولکول الکل حاصل شود و به عنوان داروی بیهوشی و حلال به کار رود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اتر. [ اَ ت َ ] (اِ) در تداول خانگی، فال بد. ♦ اترزدن ؛ فال بد زدن . شگون بد زدن . تشاؤم . ◄ رشته ٔ دراز که بازیاران گاه ریاضت بر پای باز بندند تا آنگاه که خواهند بازگردانند.
اتر. [ اِ ت ِ ] (فرانسوی، اِ) رجوع به اثیر شود.