اتجار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اتجار. [ اِت ْ ت ِ ] (ع مص ) بازرگانی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). خرید و فروش کردن . معامله . سودا. بیع و شری . تجارت . (زوزنی ) : هرکه شد مر شاه را او جامه دار هست خسران بهر شاهش اتّجار. مولوی . ◄ دارو بگلوی خود فروبردن . (زوزنی ). ◄ میان دهن را علاج کردن . ◄ علاج کردن . (زوزنی ). ◄ خویشتن را علاج کردن به وجور. (و وجور داروست که در دهن ریزند). دارو گرفتن بوجور. (منتهی الارب ).