ابیو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابیو. [ اَ وْ ] (ص ) آبی . نیلگون . کبود. ازرق . آسمانگون . آسمان جون : نساء شام پس پرده های چرخ شدند لوای روز چو برزد سر از فضای ابیو. آذری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابیو. [ اَ وْ ] (ص ) آبی . نیلگون . کبود. ازرق . آسمانگون . آسمان جون : نساء شام پس پرده های چرخ شدند لوای روز چو برزد سر از فضای ابیو. آذری .