ابیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابیل . [ اَ ] (ع ص، اِ) به زبان سُریانی، مهتر ترسایان . پارسای ترسایان . صاحب ناقوس ترسایان . (منتهی الارب ). سر زاهدان نصاری . (مهذب الأسماء). راهب نصاری . (دستوراللغه ). رئیس نصاری . کشیش سر زاهدان . ابیلی . (السامی فی الاسامی ). ♦ ابیل الابیلین ؛ مهتر عیسی علیه السلام . ◄ اندوهگین . (منتهی الارب ). ◄ دسته ٔ کاه . (منتهی الارب ). جوالیقی گوید: الأبیل ؛ الراهب، فارسی ّ مُعرّب ... و هی عصا الناقوس . ج، ابیلون، ابیلین .
ابیل . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ اِبِل .
ابیل . [ اِب ْ بی ] (ع اِ) گروهی از پرندگان و گروهی از اسبان و گروهی از شتران و پی درپی آینده از ایشان . (منتهی الارب ). ◄ گله ٔ مرغان . ج، ابابیل .